X
تبلیغات
رایتل
آیا سردار سلیمانی را هم به راه دکتر جلیلی میکشانند؟ - نجوا پرس

 


ابتدا سردار را نماد جنگ طلبی معرفی میکنند و پس از آنکه با این ترفند بر او پیروز شدند فاز بعدی این پروژه آغاز میشود. فازی که نمونه و اِشِل کوچکتر و البته مهمی از آن را در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ شاهد بودیم.
اگر پیام ۲۴ خرداد ۹۲ خداحافظی با دست اورد هایی باشد که احمدی روشن ها را به پایش داده بودیم در صورت تکرار اشتباه , پیام خرداد ۹۶ میتواند خداحافظی با یادگارهای تهرانی مقدم ها و همدانی ها باشد.

n00106095-r-b-014

 محمدرضا منصوریار: مدتی است رسانه ها و نشریات مختلف با برجسته سازی و پررنگ نشان دادن اخبار سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس و همچنین مطالب و تحلیل های صرفا سیاسی-رسانه ای سعی بر آن دارند از این مرد میدان های دفاع از حرم آل الله یک چهره ی سیاست زده و انتخاباتی بسازند.

نکته جالب آنکه چنین برجسته سازیها بیشتر از جانب گروه ها و رانه هایی دنبال میشود که رویه و مشی آنها طی سال های فعالیتشان قرابت چندانی با موضوع انقلابی گری و دفاع و مقاومت ندارد که حتی برخی موارد همسو با رسانه های بیگانه مقاومت را نفی میکنند. البته ناگفته نماند که برخی رسانه ها و جریاناتی که دل در گرو آرمان های انقلاب داشته و دارند نیز با غفلتی تاریخی پروژه سوزاندن حاج قاسم سلیمانی را همراهی میکنند. ضرورت روشنگری ابعاد این برنامه هوشمندانه و برشمردن خطرات جدی آن برای نیروهای انقلابی و نگاه عقانیت محور و به دور از احساسات به اهدافِ پنهان این پروژه در شرایط فعلی بسیار حائز اهمیت میباشد که در ادامه به آن پرداخته میشود.

یکی از ابعاد اصلی فرایند سوزاندن سردار قاسم سلیمانی در بازی های سیاسی که میتوان از آن به عنوان مهمترین هدف این سناریو نیز نام برد القای دوقطبی جنگ-صلح در هنگامه انتخابات ۹۶ میباشد. دوگانه ای که قطعا سردار را در قطب صلح محورش قرار نخواهند داد و وی مجبور است کاراکتر قطب جنگ طلب این سناریو را بازی کند. کاراکتری که با فضاسازی های احتمالی آن زمان محکوم به شکست خواهد بود و تازه آن زمان است که خوراک اصلی دستگاه های رسانه ای بیگانه و داخلی مهیا میشود. در واقع ابتدا سردار را نماد جنگ طلبی معرفی میکنند و پس از آنکه با این ترفند بر او پیروز شدند فاز بعدی این پروژه آغاز میشود. فازی که نمونه و اِشِل کوچکتر و البته مهمی از آن را در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ شاهد بودیم.

در سال ۹۲ جناح مقابل توانست از سادگی نیروهای انقلابی بهره بجوید و از آنها به عنوان مهره های اصلی پروژه رفراندومِ سازش-مقاومت استفاده کند. جالب تر آنکه با فضا سازی رسانه ای جریانِ سازش عناصر انقلابی و ارزشی دچار نوعی رویا پردازی شده و طی یک اشتباه بزرگ تاریخی به ایفای نقش قطب مقاومت در این رفراندوم پرداخت. نقشی که استدلالات متعددی بر شکستش صحه میگذاشت. نتیجه ی آن انتخابات در اذهان عمومی چنین نمایانده شد که ملت ایران از ادامه مقاومت در برابر غرب دلزده و خسته شده اند و رایشان در ۲۴ خرداد ۹۲ به معنای مطالبه ی تغییر در سیاست خارجی نظام جمهوری  اسلامی بوده است. طبیعی است در چنین شرایطی رهبر معظم انقلاب نیز طبق تمامی ادوار بر خواست و مطالبه ی عمومی (هرچند این مطالبه کاذب باشد) تاکید بفرمایند. به همین دلیل از همان ابتدا با حمایت از دولت یازدهم و همچنین باز گذاشتن دست دولتمردان در صحنه های داخلی و خارجی به اجرایی شدن آن مطالبه کمک رسانند. هرچند ایشان در بسیاری از مواقع عدم خوش بینی خود نسبت به اجرایی شدن قول ها و تعهدات طرف غربی و در راس آن امریکا به عنوان نماد استکبار را گوشزد کردند اما هیچگاه دخالت اجرایی در موضوع پرونده هسته ای نداشتند. این نوع رفتار هوشمندانه از جانب امام خامنه ای موجب شد  دولت یازدهم و بالاخص دیپلمات های مذاکره کننده در موضوع هسته ای نتوانند به بهانه تراشی و شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت بپردازند و به نوعی آنها را مسئول و موظف به پاسخگویی نسبت به برنامه ها و سیاست هایشان کردند.


به هر ترتیب نتیجه رفراندوم سازش-مقاومت به آنجا ختم شد که هرآنچه در طول سالیان متمادی و با پرداخت هزینه های مادی و معنوی و بعضا جانی به دست آمده بود در کفه ی شکست خورده ی ترازوی رفراندوم قرار گیرد و ناگزیر محکوم به تسلیم شدن و فنا شدن در برابر کفه ی پیروزِ سازش شود.

این فنا شدن به صُور مختلف اتفاق افتاد . از اکسید اورانیوم گرفته تا بتن ریزی در قلب راکتور اراک و حتی در اقدامی بسیار عجیب و خطرناک انحلال سازمان فضایی و …

تمام این ضربات نتیجه یک اشتباه و غفلت اساسیِ نیروهای انقلابی بود. اگر طی این یک سالی که تا انتخابات سل ۹۶ باقی است  انقلابیون و کسانی که دل در گرو آرمان های امام و رهبری دارند چشمانشان را بر روی واقعیات و طراحی های هوشمندانه استکبار جهانی نگشایند ممکن است دوباره اسیر حربه های رسانه ای و سیاسی رقیب شوند و در این صورت ضربات سهمگین تری نسبت بازه زمانی ۹۲-۹۶ بر پیکر انقلاب وارد خواهد آمد.

همانطور که عنوان شد سردار  به عنوان بازیگر نقش اول قطب جنگ طلب معرفی خواهد شد و پس از شکست احتمالی وی فاز اصلی پروژه را کلید خواهند زد. فازی که گستره ی خطراتش برای انقلاب اسلامی بسیار شدید تر و مهلک تر از سال ۹۲ میباشد. در این مرحله غول های رسانه ای خارجی و داخلی های غرب گرا انتخابات ریاست جمهوری را به یک رفراندوم و همه پرسی عمومی و با دوگانه مجعول جنگ – صلح معنا میکنند و نتایجش را به معنای مطالبه عمومی در جهت تغییر در سیاست های حمایتی از محور مقاومت در منطقه (با توجه به کاراکتر نظامی سردار در منطقه) و همچنین تعلیق برنامه های موشکی جلوه خوهند داد. در واقع سردار سلیمانی و به تبعِ آن سپاه قدس به عنوان نماد انسانی و برنامه های موشکی به عنوان نماد های فیزیکی و تجهیزاتی “جنگ” باید از صحنه ی مبارزات منطقه ای کنار بروند و سیاست های جدید جایگزین آنها شود.

طبیعی است در شرایط مذکور و با جوسازی شدید رسانه ای حتی رهبری انقلاب نیز نمیتوانند دخالت محسوسی در روند برنامه های جناح پیروز انتخابات داشته باشند. به همین دلیل دولت بعدی با آسودگی خیال میتواند سیاست های خود را اجرایی کند. از طرفی نظام سلطه میتواند میوه ی مطلوب خود را از درخت رفراندوم کاذب ۹۶ بچیند. جبهه استکبار با توجه به شکست سردار سلیمانی به عنوان حامی محور مقاومت در منطقه شعارهای نه غزه نه لبنان سال ۸۸ را اینبار در عمل و در میدان نبرد محقق میکند و این موضوع را به یک خواست فراگیر ملی تبدیل کند . در نتیجه نظام نیز چاره ای جز تامین خواسته های عمومی جامعه ندارد و در این راه بسیاری از دست اورد ها و ارزش های انقلاب اسلامی در معرض فنا و از میان برداشته شدن قرار میگیرد.

شاید اینبار بتن ریزی را به دایره ها و گستره ی وسیع تری بسط دهند . فراموشی آرمان فلسطین و مقاومت و خداحافظی با مسجدالاقصی میتواند از تبعات جبران ناپذیر این پروژه باشد. همچنین انهدام تاسیسات موشکی و متوقف کردن برنامه های خودکفایی در صنایع دفاعی از دیگر هدف های دشمن پس از القای شکست قطب انقلابی و مقاومت میباشد.

همانطور که سازمان بسیار مهم و استراتژیک فضایی به راحتی منحل شد و کسی نیز برای این انحلال دلایل قانع کننده ای نداشت میتوان تصور کرد اینبار “نیروی هوا و فضا ” سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان مرکز اصلی تحقیقات و طراحی تجهیزات نظامی و دفاعی کشور و قلب تپنده عرصه ی خودکفایی صنایع دفاعی نیز به سرنوشت سازمان فضایی دچار شود.اگر پیام ۲۴ خرداد ۹۲ خداحافظی با دست اورد هایی باشد که احمدی روشن ها را به پایش داده بودیم در صورت تکرار اشتباه پیام خرداد ۹۶ میتواند خداحافظی با یادگارهای تهرانی مقدم ها و همدانی ها  باشد.

چالش بعدی  میتواند در حوزه فشار بر رهبر انقلاب دنبال شود. به هرحال حضور سردار سلیمانی در عرصه انتخابات اذهان عمومی را به این سمت میکشاند که وی گزینه ی قطعی رهبری برای انتخابات است. در این صورت هم پیروزی سردار و هم شکستش موجب وارد شدن فشار اذهان عمومی هدایت شده توسط رسانه های جریانات خاص علیه رهبری است. دور از ذهن نیست که این رسانه ها و هم فکران خارج نشینشان ادعای دخالت رهبری در انتخابات را مطرح کنند و کشور را وارد تنشی داخلی نمایند. از طرفی شکست حاج قاسم سلیمانی نیز از نگاه همان جریانات به عنوان کم شدن مقبولیت و محبوبیت رهبری انقلاب تعبیر میشود و در ادامه اش بر همین موج عدم مقبولیت سوار میشوند و برنامه های بعدیشان را پیاده سازی میکنند.

از دیگر ابعاد حضور و شکست سردار سلیمانی در انتخابات خرداد ۹۶ این است که جبهه استکبار از این شکست بهترین بهره برداری  را برای پیشبرد سیاست های خود در منطقه خواهد کرد. شکست گزینه ای که به عنوان نماد مقابله با گروه های تکفیری و همچنین سمبل قدرت نظامی ایران و یکی از چهره های اصلی جبهه مقاومت در کنار شخصیت هایی همچون سید حسن نصرالله شناخته میشود موجبات سرخوردگی و یاس در بین حامیان و همچنین افت روحیه انقلابی و مقاومتی نیروهای حاضر در میدان های جنگ منطقه ای را فراهم می اورد.

حتی اگر بخواهیم نگاهمان را سطحی تر کنیم و تحلیل ها را به مصادیق سیاسی تقلیل دهیم نیز ورود سردار هزینه های خاص خود را دارد. ورود وی میتواند اجماع نیروهای انقلاب بر روی یک گزینه ی واحد را تا تا روزهای منتهی به انتخابات به تعویق بیاندازد. از آنجایی که شواهد نشان میدهد سردار سلیمانی هیچ تصمیمی برای ورود به کارزار انتخابات ندارد و همه ی آنچه که تاکنون گفته شده فقط و فقط بزرگنمایی هایی است که رسانه های جریان های معلوم الحال و برخی از رسانه های ساده ی انقلابی دنبال کرده اند و آب به آسیاب دشمن ریخته و میریزند شک و تردید در دل هواداران عام و خواص انقلابی تا روز آخر ادامه خواهد داشت و از حمایت فراگیر انقلابیون از یک گزینه واحد جلوگیری خواهد کرد. این تردید نهایتا به دوراهی آمدن یا نیامدن سردار منتهی خواهد شد.

در مورد تبعات آمدن سردار به طور تفصیلی توضیح داده شد. اما در صورتی که قطعیتِ عدم حضور سردار به روزهای پایانی موکول شود حامیان و طرفداران جناح انقلابی دچار سرخوردگی و دلزدگی و دلسردی شدیدی خواهد شد. این دلزدگی را باید در کنار تلاش برخی جریانات برای مقابل هم قرار دادن نیروهای نقلابی و سردار سلیمانی تحلیل کرد. مسلما اگر در آن زمانی که عدم حضور سردار در انتخابات قطعیت پیدا کند و جبهه انقلاب گزینه ی دیگری را برای کاندیداتوری بر گزیند حامیانی که تا دیروز  به امید حضور قهرمان و اسطوره ی خود در نتخابات بودند نمیتوانند به راحتی با گزینه جدید ارتباط برقرار نمایند و چه بسا نامزد جدید را مسبب کناره گیری و یا کنار گذاشته شن سردار قلمداد کنند که این تصور میتواند حتی منجر به تقابل حامیان جناح انقلاب و تفرقه بین آنها شود. یقینا جناح مقابل از این آب گل الود ماهی های دلخواهش را صید خواهد کرد و با خیالی آسوده و با غفلت نیروهای انقلاب بر مسند قدرت اجرایی کشور تکیه زند. این را هم نباید فراموش کرد که کشاندن نام حاج قاسم سلیمانی به تیتر رسانه ها و حل کردن وی در بازی های سیاسی با توجه به جایگاه نظامی و حقوقی او در سپاه قدس میتواند خسارات و ضرباتی را بر بعد معنوی و قهرمانی نیروی سپاه قدس وارد آورد. در واقع طوری فضاسازی  خواهد شد که تمام رشادت ها و مهندسی های جنگ در منطقه توسط سردار به دلیل مهندسی انتخابات و رسیدن به پاستور بوده است و این یعنی تقلیل جایگاه معنوی فرمانده یکی از مهمترین نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی .

۸۴۶۷۰۴۶-۶۲۸۲-l

در پایان باید گفت جناح رقیب با تجربه ای که طی سال های پس از انقلاب داشته و بر طبق شواهد سعی بر گمراه سازی اذهان عمومی دارد و در این بین تلفیقی از دو دوره انتخاباتی ۷۶ و ۹۲ را در دستور کار خود دارد. از یک طرف فضای جامعه را از حول پرسش ها و مطالبات اقتصادی به سمت مسائل دست چندمِ فرهنگی-اجتماعی ببرد. تقریبا همان چیزی که طی بازه زمانی ۷۴-۷۶ دنبال شد. از طرفی تاکتیک اتخاذیشان در انتخابات ۹۲ و القای دوگانه سازش – مقاومت و در نهایت رفراندوم نمایی انتخابات میتواند در سال ۹۶ نیز به صورتی که شرحش داده شد به اجرا درآید.

در این دوره حساس تمامی نیروها و حامیان انقلاب اسلامی باید هوشیار باشند و اسیر پروژه خطرناک رفراندومِ جنگ – صلح ۹۶ نشوند. رفراندومی که جریان مقابل از مدت ها پیش قصد داشته و دارد که رقیبش را خودش برگزیند و طبق تمامی توضیحاتی که داده شد سردار سلیمانی میتواند بهترین گزینه برای ایفای نقش قطب جنگ طلب این دو قطبی باشد . قطبی که قریب به یقین محکوم به شکست خواهد بود و پر واضح است که تبعات این شکست برای جریان انقلاب بسیار هولناک تر از نتایج انتخابات  ۹۲ خواهد بود.

لازم به ذکر است نگارنده طبق تاکیدات مکرر مستقیم و غیر مستقیم ایشان , معتقد هستم شخصیتی فراجناحی و ولایت مدار در تراز حاج قاسم سلیمانی که همواره طبق انگیزه های پاک و انقلابی بر گرفته از ارزش های نظام مقدس جمهوری اسلامی تصمیم گیری کرده است و تاکنون نیز کمتر دیده شده ایشان در محافل سیاسی حضور یابد و یا به مانند بسیاری دیگر از سیاسیون کنفرانس خبری برگزار کند در این موضوع نیز نقشه دشمنان انقلاب را همچون موارد متعدد گذشته نقش بر آب خواهد کرد و از این پس نیز این سردار مقاومت و سرباز ولایت خود را وارد بازی سیاسیون نخواهد کرد.




طبقه بندی:
ارسال توسط پایگاه تحلیلی و اطلاع رسانی نجوا پرس